> سفرنامه > مبارزه

 
 

مبارزه


اي مني، شاهدان در رسيدند، آغوش بگشا كه اهلت آمدند، آغوش بگشا، هم آن‌چنان كه رحم مادر آغوش برجنين مي‌گشايند، آنان به شهود رسيده‌اند، و دل از «حب ما سوي‌الله» تطهير كرد‌ه‌اند و قلوبشان، اكنون حرم امن حضرت حق است و اين‌چنين دورند از گزند شيطان، كه شيطان جز برغاوين، (اغواشدگان) تسلطي ندارد، اين فرموده خود اوست، -تبارك وتعالي- با شيطان، كه :
«قال هذا صراط علي مستقيم، ان عبادي ليس لك عليهم سلطان، الا من اتبعك من الغاوين».
و رمز و راز آن در عبوديت است. و عجب جوهره‌اي است اين عبوديت، كه مؤمن را تا بدانجا مي‌رساند كه آسمان سينه‌اش حرم امن الهي مي‌شود و پاسداران حريمش، فرشتگان.
آماده باش، شيطان به تو نزديك مي‌شود تا تو را از رفتن به قربانگاه بازدارد، آماده باش آن سنگريزه‌هاي ترديد را كه در چشم تو تلألو بخشيده است، به خودش بازگردان كه مكر سيء جز به اهلش بازنمي‌گردد.
«و لا يحيق المكر السيي الا باهله».
الله اكبر، اللهم ادحر عني الشيطان
آري اگر وكالت كار خويش را و كاسه سرت را بدو بسپاري، دست تو، دست حق مي‌شود و اراده‌ات، اراده تكوين.
و اي انسان، حضرت باري اين چنين اراده كرده است كه شيطان را با دست تو براند و عروج و تكامل تو، در مبارزه با شيطان باشد،‌ خوب دقت كن و درست نشانه بگير كه شيطان در پس حجاب نفس خودت پنهان است.
الله اكبر، اللهم ادحر عني الشيطان

منبع : مجله سوره-شماره دوم و سوم- سال1366
 


 

مطلب قبلي

مطلب بعدي