|
تمثيل حج، تمثيل آفرينش انسان است، و تو، اي انسان، اي آنكه مشتاقانه با لقاء محبوب شتافتهاي.
اينجا، تمثيل مرگ است، كه فرمود:«موتوا قبل ان تموتوا» و اين كفن است كه ميپوشي تا پيش از آنكه مرگ ترا دريابد، تو با پاي خويشتن به مقتل عشق بشتابي و به مذبح معشوق. و چه ميگويي؟...لبيك اللهم لبيك، اكنون به ميقات آمدهاي، و تمثيل ميقات، تمثيل وعدهگاه قيامت، است كه فرمود:«قل انالاولين و الاخرين لمجموعون الي ميقات يوم معلوم» و اكنون تو به ميقات آمدهاي و اينجا باب ورود به حرم كبريايي است، اي آنكه از خود به سوي خدا گريختهاي و به نداي آسماني «ففروا اليالله» لبيگ گفتهاي، ورود به حرم كبريايي، بياحرام جايز نيست. و تو نخست بايد باطن را از حب ماسوي الله تطهير كني، و اينگونه لباس عصيان را كه شيطان بر تو پوشانده است، از تن برآوري و لباس ورود به حرم عشق بپوشي، و تمثيل احرام همين است، سفيد است، چرا كه كفن است، و دوخت و آرايش ندارد، چرا كه لباس تقوياست.
رنگها از رخساره ها پريده است، و... دلها در سينه ميلرزد، و.... صداها در گلوها پيچيده است... چرا كه لحظه تشرف نزديك است، و دعوتها به اجابت رسيده و حضرت حق (جل و علا) ترا به حرم خوانده است. بشتاب، بشتاب، اي از خود گذشته، به سوي خدا بشتاب.
لبيك اللهم لبيك، لبيك لا شريك لك لبيك، انالحمد و النعمه لك و الملك
لبيك لا شريك لك لبيك.
منبع : مجله سوره-شماره دوم و سوم- سال1366
|