|
شهيد حميد کريمي
|
اي امام حسين (ع) اگرچه درکربلا نبودهام،
که به نداي هل من ناصر ينصرنيات جواب بدهم، ولي ببين که به نداي حق
طلبانه فرزندت خميني(ره)لبيک گفته و در کربلاي خوزستان جانفشاني ميکنم.
|

شهيد سيد مرتضي آويني
|
حسينا (ع)، اماما، هرچند ما عاشورائيان قرن
پانزدهم هجري قمري در کربلا نبوديم، تا به نداي هل من ناصر ينصرني تو پاسخ
گوئيم و حق را ياري کنيم، اما حسينا، ميدانيم که تاريخ بر محور تو و عاشورا
و کربلايت ميگردد و زمان از آن ميگذرد تا ياران تو را از صلب پدران و رحم
مادرانشان بيرون کشد و همه آنان را در زير علم خونخواهي تو گرد آورد و آنان
را وارث زمين گرداند و اينچنين واقعه تاريخ روزي بيش نيست و آن روز عاشوراست. |
شهيد
اژدر خرمي
|
يا حسين (ع)! يا کربلا! به سويت ميشتابم، بسي
شتابان، به سويت ميدوم بسي دوان، حسين(ع)! اگر در روز عاشورا يد و انصاري
نداشتم، امروز خون علياکبر، قاسم و علياصغر تو به جوش آمد، و از وجود خون
ايشان هزاران علياکبر ، قاسم و علياصغر به وجود آمده و مکتب شما را که
اسلام ميباشد، پيگيري نموده و در جهت اجراي آن لحظهاي از پاي نمينشيند. |

شهيد سيد مرتضي آويني
|
حسينا! اماما هر
چند ما عاشورائيان قرن پانزدهم
ه.ق، کربلا نبوديم، تا به نداي هل من ناصر تو پاسخ بگوييم و حق را ياري کنيم.
اما حسينا، ما ميدانيم که تاريخ بر محور تو و عاشورا و کربلايت ميگردد همه
روزها عاشوراست. زمان بر امتحان من و تو ميگردد تا ببيند که چون صداي هل من
ناصر امام عشق برميخيزد چه ميکنيم؟ |
شهيد
منصور
رئيسي
|
ميخواهم بگويم که حسينجان (ع) اگر در صحراي کربلا نبوديم که در
پاي درخت
اسلامت خونمان ريخته شود ولي عاشوراها ساختيم. کربلاها ساختيم تا خونمان در
جويبار خون تو به حرکت درآيد. ميخواهم بگويم، حسين جان اگر اجساد کشتهشدگان
کربلا را در زير پاي ستوران لگدمال کردند جسدهاي بيجان زخميهاي ما در زير
شني تانک له شد. هميشه دلم ميخواست که زخمي شوم و در زير زنجيرهاي تانک نداي
«هل من ناصر ينصرني» را لبيک گويم. بگويم لبيک يا حسين (ع). |
|