شهید سید مرتضی آوینی
شهید سید مرتضی آوینی
شهید سید مرتضی آوینی
شهید سید مرتضی آوینی
شهید سید مرتضی آوینی
شهید سید مرتضی آوینی فضای جدید "سخنی با سیدمرتضی" را تا چه اندازه جذاب و کاربردی ارزیابی می کنید؟




شهید سید مرتضی آوینی
شهید سید مرتضی آوینی  نام و نام خانوادگی ایمیل
شهید سید مرتضی آوینی
شهید سید مرتضی آوینی
شهید سید مرتضی آوینی
شهید سید مرتضی آوینی
درباره ما
شهید سید مرتضی آوینی
تماس با ما
شهید سید مرتضی آوینی
شهید سید مرتضی آوینی
شهید سید مرتضی آوینی
سال اول - 1393 آخرین ماهنامه
شهید سید مرتضی آوینی
شهید سید مرتضی آوینی
شهید سید مرتضی آوینی
سید ابراهیم اصغرزاده
شهید سید مرتضی آوینی
سعید یزدان پرست
شهید سید مرتضی آوینی
بهروز فلاحت پور
شهید سید مرتضی آوینی
رضا مردای نسب
ابولقاسم بوذری
شهید سید مرتضی آوینی
حسین شریعتی
شهید سید مرتضی آوینی
علی طالبی
شهید سید مرتضی آوینی
لوح فشرده
شهید سید مرتضی آوینی
نقد فیلم
شهید سید مرتضی آوینی
شهید سید مرتضی آوینی
شهید سید مرتضی آوینی
شهید سید مرتضی آوینی
در کلام دیگران
شهید سید مرتضی آوینی
واژه نامه
شهید سید مرتضی آوینی
آلبوم تصاویر
شهید سید مرتضی آوینی
شهید سید مرتضی آوینی
شهید سید مرتضی آوینی
شهید سید مرتضی آوینی
شهید سید مرتضی آوینی
شهید سید مرتضی آوینی
Skip Navigation Links
از کامران آوینی تا مرتضی آوینی
سال ۱۳۴۴ خورشید می‌تابد. ورودی‌های جدید دانشکده معماری دانشگاه هنر، همدیگر را پیدا می‌کنند. او خودش را «کامران» معرفی می‌کند. خوش‌قیافه، شیک‌پوش و خوش‌لباس با صورتی تراشیده و موهایی حالت داده و مرتب. زیبایی‌های چهره و تیپش کاملاً به چشم می‌آید.
گاهی سبیل نیچه‌ای می‌گذارد. گاهی ریش پروفسوری و گاهی صورتش را صاف صاف می‌تراشد. خوش‌بیان هم هست. صدای گیرایی دارد. نسبت به دخترها خودش را مغرور نشان می‌دهد. با همه نشست و برخاست می‌کند اما رفتارش جلف نیست. زیرکانه و آرام و مؤدب است. به دل می‌نشیند. وقتی عینک تیره به چشم می‌زند، صورتش شکل دیگری به خود می‌گیرد. سعی می‌کند، همه جا با تیپ روشنفکرانه‌ای ظاهر شود که بیشتر به چشم بیاید. حتی از حالت صحبت کردنش این را می‌شود فهمید. بعضی کلمات را طوری با ته لهجه انگلیسی تلفظ می‌کند که دیگران متوجه پرستیژ روشنفکری‌اش شوند.
آدم حساسی است. حساسیت‌های روحی‌اش مشخص است . به شکل وحشتناکی هیجان و استعداد دارد. برای همه احترام قائل است. بچه‌ها دوستش دارند. خیلی زرنگ و باهوش است. در دانشگاه هیچ‌کس از او حرف بدی نمی‌شنود. روحیاتش کاملاً متأثر از فضای فرهنگی و اجتماعی زمانه است. اصولاً همه از او شخصیت متفاوتی می‌شناسند. جنبه‌های اعتراضی و انتقادی نسبت به مسائل سیاسی در او دیده نمی‌شود اما حساسیت‌های روحی‌اش نسبت به محیط و دوستانش بالاست.
کامران آوینی بیشتر در طبقه پایین دانشکده معماری در آتلیه مهندس سیحون، کار هنری می‌کند. بیشتر هم در یکی از کافه‌های تهران با دوستانش قرار ملاقات دارد یا جلوی سبزه‌زار دانشکده هنرهای زیبا با بچه‌ها می‌نشینند و شعر می‌خوانند و از ادبیات و موسیقی حرف می‌زنند. گاهی هم در گوشه‌ای در طبیعت با رنگ و بومش مشغول نقاشی است.
شعر نو، ترانه‌سرایی، نقاشی و مجسمه‌سازی را دوست دارد. حتی به تیزرسازی تبلیغاتی برای تلویزیون ملی علاقه نشان می‌دهد. از آخرین آثار ادبی مطلع است و آخرین صفحات کلاسیک جاز و پاپ را می‌شناسد. شدیداً به ادبیات و فلسفه علاقه دارد. آثار شاعران نوپرداز را دنبال می‌کند، از «اخوان» تا «شاملو» و دیگران. از شاعرهای زمان، به «فروغ فرخزاد» علاقه فراوانی دارد و حتی شعرهای او را در کاغذهای جداگانه می‌نویسد و به دوستانش هدیه می‌دهد. بسیار شعر می‌گوید و در جمع دوستانش شعر می‌خواند. به سبک‌های مدرن نقاشی می‌کشد و قدم زدن در گالری‌های جدید آن دوره را دوست می‌دارد. با برخی دخترها و پسرهای اهل ذوق دانشکده مراودات شاعرانه دارد و فقط با تیپ‌های ادبی و هنری ارتباط می‌گیرد. به خاطر علاقه فراوانش به شعر و ادبیات، خیلی به او می‌گویند که اشتباهی به دانشکده معماری آمده و می‌بایست به دانشکده ادبیات برود. اما او در نقاشی و معماری هم نبوغ خاصی دارد. کارهایش در کشیدن نقاشی‌های مدرن بین بچه‌ها زبانزد است و در کارگاه مجسمه‌سازی هم خوب خودش را نشان می‌دهد.
نسبت به دوستانش اصلاً بی‌تفاوت نیست. با آن ها رفت و آمدهای نزدیکی دارد و با هم مراودات شعری و هنری دارند. عموماً با همه گرم می‌گیرد. چه دانشجویان دوره‌های بالاتر و چه بچه‌های ورودی جدید برای او احترام خاصی قائل هستند. مسائل زندگی دوستانش برای او مهم‌ است. حتی وقتی دوستانش مشکلی مالی یا عاطفی و روحی دارند، سعی می‌کند به آنها کمک کند تا مشکلشان حل شود.
بسیار اهل مطالعه است. خوب می‌خواند و از کتاب‌هایی که خوانده برای دیگران تعریف می‌کند. آخرین نظریات و آثار درباره هنر را می‌یابد و می‌خواند. ترجمه‌های خوب آثار جهان را دنبال می‌کند. آخرین کتاب‌های شعرِ شاعران ایرانی یا آخرین آثار منتشر شده آنها را در مطبوعات جست‌وجو می‌کند و می‌خواند و آنها را به دوستانش معرفی می‌کند. به آثار شاملو، ‌اخوان و فروغ علاقه خاصی دارد و مجموعه آثار آنها را جمع‌آوری می‌کند. آثار «هربرت مارکوزه»، «کوبریک» و «بکت» در کتابخانه‌اش هست و آنها را خوانده است. حتی با آثار عربی هم آشنایی فراوانی دارد. همچنین آثار نویسندگان و هنرمندان فرانسوی را دنبال می‌کند و مجموعه‌های ترجمه‌شده خوبی در کتابخانه‌اش گردآورده است. به خواندن، نقد و بحث درباره کتاب‌های روشنفکری علاقه فراوانی دارد.
راستی مگر می‌شود آدمی با مختصاتی چنین،‌ سر از آن سوی آسمان درآورد؟ ناگهان یک ایست بگوید. یک Stop به همه زندگی‌اش بگوید و خودش را ری‌استارت (Restart) کند.
اما راست است و حقیقت دارد.
او همان سال ها با مریم امینی (زاده ۱۳۳۶) آشنا شد؛ آن ها با هم کتاب ردو بدل می‌کردند، و به کنسرت و سخنرانی می‌رفتند.
علیرغم مخالف های خانواده ی مریم، این آشنایی به ازدواج انجامید.
در ابتدا خانه‌ ای نقلی در خیابان شریعتی، خیابان آمل اجاره کردند. پس از یک سال اولین فرزندشان در همان خانه به دنیا آمد. چند سال بعد به منزل پدری مرتضی در خیابان مطهری نقل مکان کرده و طبقه اول آن را خریدند. خداوند دو فرزند دیگر به آن ها هدیه نمود.
کامران دائما به دنبال یافتن حقیقت بود و تحولات کوچک و بزرگ سیاسی، اجتماعی، حتی هنری و ادبی قبل از انقلاب، جست‌وجوی او را بی جواب می گذاشت. خیلی چیزها را تجربه کرد.
همین تجربه ها بود که وقتی در سال 1357 با حضرت امام خمینی (ره) آشنا شد، ایشان را شناخت و به سرچشمه رسید. چیزی که سال‌ها به دنبالش بود، در وجود مبارک حضرت امام پیدا کرده بود. ذره ای کدورت در دلش نبود که بخواهد نفس خودش را با این یافتن مقدس قاطی کند. وقتی شناخت، دیگر فاصله‌ای نبود. به یک معنا به واقعیت رسیده بود.
به همین خاطر و به خاطر این واقعیت، هرچه را که نشانی از نفس داشت، سوزاند. تمام زندگیش را وقف انقلاب کرد و همین خصوصیت "یافتن حقیقت" کامران قبل از انقلاب را به مرتضای بعد از انقلاب وصل کرد.
منبع : سايت آويني
شهید سید مرتضی آوینی شهید سید مرتضی آوینی شهید سید مرتضی آوینی شهید سید مرتضی آوینی شهید سید مرتضی آوینی