|
عمليات رمضان هنوز شروع نشده بود. همان روز به منطقه جنوب آمده بوديم. تابستان بود.
ظهر شد. اذان دادند. روحاني ما همه را به نماز جماعت دعوت كرد. وسط صحرا به نماز ايستاديم. به جاي مهر از سنگهاي بيابان استفاده كرديم. به اولين سجده كه رفتيم، پيشانيها شروع كرد به سوختن. خيلي هم شديد.
تمام نماز آن روز را با سجده كامل خوانديم و پيشانيهاي همه سوخته بود؛ اما كسي سجده را قطع نكرد.
هنوز هم معنويت و آسماني بودن آن نماز در ذهنمان مانده است.
راوي: برادر باقري – لشكر 27 حضرت رسول (ص)
منبع : khateratejang.persianblog.com
|